نوشته شده توسط : breketid

سرپرست تیم فوتبال فولاد خوزستان گفت: این اردو به مدت 10 روز ادامه خواهد داشت بطوری كه بازیكنان در دو نوبت صبح و بعدازظهر زیر نظر كادر فنی تمرین خواهند كرد.

'حسین ابن قاسم' قبل از عزیمت اعضای تیم فوتبال فولاد خوزستان به تهران در گفت و گو با خبرنگار ایرنا در اهواز اظهار داشت: جلسات تمرینی این اردو شامل بدنسازی و كارهای فنی و تاكتیكی خواهد بود.

وی اضافه كرد: در این اردو كه در كردان كرج برپا می شود، از چند بازیكن خارجی به تیم ملحق شده، آزمون گرفته خواهد شد و

چنانچه عملكردشان خوب بود، جذب باشگاه فولاد خوزستان خواهند شد.

تیم فوتبال فولاد خوزستان كه تمرینات خود را از روز سه شنبه 16 خرداد ماه در شهر اهواز شروع كرده است، تا كنون موفق به جذب 'عباس پورخسروانی' كه فصل گذشته در تیم شاهین بوشهر بازی می كرد، شده است.

639/642

ورزشی. **‌ 1589 **




:: بازدید از این مطلب : 259
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 20 خرداد 1391 | نظرات (1)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
عاشق یک لحظه نگاهت در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
برایت من دعا کردم.......





شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی





تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم





تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم





پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس





تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم





و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:





دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی





ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم





تورا در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم





همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت





حریم چشمهایی را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم





نمیدانم چرا رفتی،نمیدانم چرا ،شاید خطا کردم





و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ،نمیدانم کجا،تا کی،برای چه؟





ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید





و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت





و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد





و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت





تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد





و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش خیس باران بود





و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد ،که من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد رفت





کسی حس کرد که من بی تو هزاران بار خواهم مرد





و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد...................................................... ...................





کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد





ومن با آن که می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد





هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد





ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد





ومن بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید





کسی از پشت قاب پنجره آرام وزیبا گفت:





تو هم در پاسخ این همه بی وفائیها بگو





در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم





و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید





کنار انتظاری که بدون پاسخ





ومن در اوج پائیزی ترین ویرانی یک دل





میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر





نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگیمان باز





برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت





\"دعاکردم\"


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران